آنیلآنیل، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

آنیل دختر خرداد

آماده شدن برا بیمارستان

دو روز پیش ساک بیمارستانتو بستم نانازم، با چه ذوقی هم این کارو کردم. خاله الی و زن دایی ثریا هم پیشم بودن. خاله الی همش میگه دیگه تحمل ندارم پس کی میاد!!!!!!!!! عزیز دلم تقریبا همه چی آماده اومدنت شده. دل همه هم تنگ برا دیدنت. فقط سالم و سر حال بیا پیشمون قربون شکل ماهت برم الهی. خیلی دوسسسسسسسسسسسسسسسست دارم ...
7 خرداد 1391

لالایی

سلام به دختر قشنگم. دیگه به روز موعود کم مونده. انقد بی تابی میکنم تا تورو تو بغلم بگیرم که حد نداره.قربونت برم هرروز به این فک میکنم که چه شکلی هستی شبیه من یا بابایی!!!!!!!! همیشه میگم فرقی نداره ولی اگه کلا شبیه بابایی باشی حسودیم میشه ها حالم خیلی خوبه و سرحالم از چیزای رنگی پنگی خیلی خوشم میاد تو فقط به سلامت بیا تو زندگیمون یه عالمه نقشه های قشنگ و رنگی برات کشیدم عشقم. یه چند وقتی میشه برات لالایی میخونم هر روز آهنگ گنجشک لالا مهتاب لالا رو چندین بار گوش میدم جالب اینجاست که وقتی گوش میدم تو هم آروم تر میشی انگار میفهمی که یه چیز برات تکرار میشه تکونات کمتر میشه و با دقت گوش میدی. اون موقع من برات ضعف میکنم الهی قرب...
2 خرداد 1391

اسم

خسسسسسسسته شدم از بی اسمیت!!!!!!!!!!!! از بس همه پرسیدن و من گفتم فعلا معلوم نیست. همش تقصیر بابایی هستش میگه هر وقت دنیا اومدی و شناسنامه گرفتیم قطعی میشه سمت چیه!!!!!!!!! چیکار کنم دیگه خودمو میزنم به بی خیالی امیدوارم آخرش به خاطر وسواس یه اسم بد انتخاب نشه!!!!!!!!!!!! دیبا رو دوس دارم ولی اینجا برا دل خودم نوشتم کیه که قبول کنه. حالا لیست اسامی که انتخاب کردیم و برات میذارم تا بعدا ببینی امیدوارم همونی که دوس داری رو انتخاب کرده باشیم: آناهید، آنیل، النا، الوا، السا، پروا، دیبا، ژینا، رها، پینار، باران، سلدا، سروین.......... دوست دارم قشنگم دیگه کم مونده بیای تو بغلمون کمتر از یه ماه، بی صبرانه منتظرم این روزها هم بگذره. ...
21 ارديبهشت 1391

32 هفتگی

نفس مامان این هفته 32 هفتگیت داره تموم میشه. امروز رفتم سونو گرافی متاسفانه وزنت رو نگفت ولی گفت نرمال هستی و معیار ای دور سرت رو گفت: BPD:83mm و FL:61mm. ضربان قلبت هم 131 در دقیقه هست. دوسسسسسسسسسسسست دارم گلم عاشقتم.خیلی دوس دارم زودتر بغلت کنم. همش میرم سراغ وسایلات و کشوتو نگاه میکنم لباساتو ور میدارم با اونا کیف میکنم. چه جوریه بابایی بهم میخنده همچنین مامانم و آبجیم!!!! چیکار کنم دست خودم نیست دلم برات یه ذره شده دیگه نمیتونم تحمل کنم دوس زود زود بیای.قربونت برم. ...
16 ارديبهشت 1391

بی قراری

سلام به همه دوستای گلم. من که دیگه دچار روز مره گی شدید شدم حوصله هیچ کاری رو ندارم از کار کردن خسته شدم نمیتونم هیچ کاری انجام بد مدکتر گفته احتمالا زایمانم سزارین باشه پیاده روی دیگه نمیرم. 2 ماه دیگه مونده تحملم تموم شده همش فک میکنم یعنی چه شکلیه چه جوریه میتونم مادر خوبی باشم یا نه؟!!!!!!! ماشالا انقد تکون میخوره که نگین و نپرسین!!!!!!!! خیلی باحاله فک کنم شیطون شیطون بشه با این وضع. از دور معلومه تکون خوردنش!!!!!!!! غذا پختن برام عذاب آوره .صب ها وقتی پا میشم کف پام انقد درد میکنه که نگو. تا حالا همه میگفتن که خوش به حالت بهت نمیاد حامله باشی انقد سرحال و فرز بودم. ولی الان هم سنگین شدم هم بی حوصله ! باز قبلا کتاب میخوندم سرگرم ...
30 فروردين 1391

مغز کودک چگونه کار می کند؟

مغز کودک در سن سه سالگی هزار تریلیون اتصال را در خود تشکیل داده است. این مقدار حدود دو برابر اتصالات مغز یک بزرگسال است. برخی از سلول های مغزی موسوم به نرون، پیش از تولد نوزاد اتصالاتی با دیگر سلول ها برقرار کرده اند. این سلول ها کنترل ضربان قلب، تنفس و رفلکس های نوزاد را بر عهده دارند و کارکردهای حیاتی نوزاد را تنظیم می کنند. بقیه اتصالات مغزی نوزاد پس از تولد شکل می گیرند. با آنکه سرعت شکل گیری، پرورش بخش های مختلف مغز متفاوت است، تحقیقات گوناگون نشان داده است که بیشترین میزان ایجاد سیناپس ها بین تولد تا ده سالگی کودک رخ می دهد. بازی کردن با نوزادان و خردسالان کاری لذت بخش است. نوزادان حتی از اینکه بزرگترها آنها را بامهربانی در آغوش ...
30 فروردين 1391

آزمایش قند

مردم بس که آزمایش قند دادم.مزه بد گلوکز یه طرف، دو بار خون میگیرن یه طرف گشنگیش منو میکشه!! دختر گلم ببخشید که باعث میشم تو هم این همه وقت گشنه بمونی. قربونت برم فک کنم دفعه آخر بود که آزمایش قند دادم ولی خیلی بد حال شدم. اومدم خونه یه چیزی خوردم فقط خوابیم بعدش یک عالمه آب و آبمیوه و چایی خوردم!!! بازم احساس کمبود مایعات میکنم!! خوب حالا بگم از شلوار حاملگی . اوایل حاملگی یه شلوار لی خیلی خوشگل خریدم یعنی اون موقع نمیدونستم باردارم. بعد که فهمیدم اعصابم خورد شد که شلوارمو چیکار کنم حیف شد. بعد رفتم یه شلوار پارچه ای حاملگی دکمه دار خریدم منی که به عمرم شلوار پارچه ای مشکی نمی پوشیدم. یه بار پوشیدم از خجالت داشتم آب می شدم خلاصه کلی فک...
25 فروردين 1391